چهارشنبه ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٦
 
صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|پيوندها
عنوان
ایران
اصفهان - پل خواجو
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

هوالحق

 

نقش زنان در توسعه اجتماعي- اقتصادي در ايران پس از انقلاب اسلامي

 

در فوريه 1979، انقلابي با ماهيتي مذهبي در ايران رخ داد. اين انقلاب كه به معناي دقيق كلمه، انقلابي ديني و به تعبير ميشل فوكو، «روح دنياي فاقد روح» ، بود، در عصري رخ داد كه عرصه‌هاي مختلف آن از جمله اقتصادي سياسي و فرهنگي در مواجه با پديده‌اي به نام جهاني شدن قرار داشت.

وقوع انقلاب اسلامي در اين عصر تأثير عميقي بر طرز تفكر موجود گذارد. آنان كه در عرصه جهاني جدايي دين از سياست را فرمولي قطعي مي‌پنداشتند و آناني كه مذهب را افيون توده‌ها تلقي مي‌كردند، به يك باره و با وقوع انقلابي اسلامي در ايران  با  شوك مهيبي روبه‌رو شدند چرا كه نيرويي پا به عرصه جهاني گذارده بود كه از حقيقت ديگري سخن مي‌گفت و مدعي بطلان تفكر ماترياليستي حاكم بر شرق و تفكر سرمايه‌دار سكولار حاكم بر غرب بود.

انقلاب اسلامي، انقلابي غايت‌گرا، آرمانگرا و اسلامگرا بود كه به وضوح، امپراطوري جهاني سازي را به چالش طلبيد و داعيه‌دار انديشه ديني در جهان شد.

اين انقلاب همزمان تفكر كاپيتاليسم و كمونيسم حاكم بر جهان را نشانه رفته و بشارت ارزش‌هاي جديدي را براي مردم ايران و همه جهان به‌همراه داشت.

انقلاب اسلامي در حوزه سياست، استيفاي حقوق مستضعفين را مطمح نظر قرار داده و در حوزه اقتصاد، در پي تحقق عدالت اجتماعي و كاهش فقر و شكاف طبقاتي بود. اين انديشه، مدلي جديد بود كه امام خميني، بنيانگذار انقلاب اسلامي آن را طراحي و سپس، حضرت آيت‌اله خامنه‌اي، رهبر انقلاب اسلامي بر اساس آموزه‌هاي دين مبين اسلام، آن را پيگيري نمود.

همچنين نگرش انقلاب اسلامي، تفكر جديدي در حوزه زنان بنيان نهاد و آن ، مبتني بود بر حضور مقتدرانه و اثرگذار توأم با حفظ ارزش‌ها و حريم عفاف اين قشر در عرصه ملي و بين‌المللي. 

 بر اين اساس مي‌توان مدعي شد كه جايگاه و شخصيت فردي و اجتماعي زن در ايران قبل و بعد از اسلام و نيز پيش و پس از انقلاب اسلامي، همانند و يكسان نبوده و نسبت، زناني كه پيش از انقلاب اسلامي، ابزار دست سرمايه‌داران و صاحبان زر و زور بودند، به يك باره و با وقوع انقلاب اسلامي، به شيرزناني تبديل شدند كه در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي سياسي و اقتصادي، چه در دوره پيروزي انقلاب و چه در دوران دفاع مقدس و چه در عصر شكوفايي و پيشرفت حماسه‌هاي سترگي آفريدند.

به ديگر سخن ، انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني، تحولي اساسي و ژرف در وضعيت زنان جامعه ايران پديد آورد. اين انقلاب، جايگاه و منزلت زنان را اعتلا بخشيد و زمينه را براي مشاركت فعال، مؤثر و توأم با حفظ ارزش‌هاي ديني براي اين قشر اثرگذار فراهم نمود.

بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني، با تفكر خاص خود، افق نگاه زنان را وسعت و حركت آنان به سوي كمال را سرعت بخشيد. ايشان معتقد بود كه «در نظام اسلامي زن به عنوان يك انسان مي‌تواند مشاركت فعال با مردان در بناي جامعه اسلامي داشته باشد» و نيز مي‌فرمود كه «نقش زنان در عالم، از ويژگي‌هاي خاصي برخوردار است. صلاح و فساد از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مي‌گيرد.» ايشان همچنين با عنايت به نقش محوري زنان در خانواده فرموده است كه: " زن، يكتا موجودي است كه مي‌تواند از دامن خود، افرادي به جامعه تحويل دهد كه از بركاتشان، يك جامعه، بلكه جامعه‌ها به استقامت و ارزش‌هاي والاي انساني كشيده شوند و يا مي‌تواند به عكس آن باشد."

اين نگرش متعالي، پس از امام خميني، توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌اله خامنه‌اي تداوم يافت. ايشان ضمن تأييد و تأكيد بر مواضع متعالي امام خميني بر سهم بزرگ زنان در پيروزي انقلاب اسلامي صحه گذارده و فرمودند: " اگر زنان مسلمان همت نمي‌كردند و احكام و معارف اسلامي و مسئوليت عظيم اسلامي را به خودشان متوجه نمي‌ديدند و عمل نمي‌كردند، اين انقلاب پيروز نمي‌شد".  و در جاي ديگري به ضرورت حضور مؤثر درعرصه‌هاي مختلف تأكيد كرده و فرموده‌اند:" در هر ميداني كه بانوان، مسئولانه در آن ميدان وارد بشوند، پيشرفت در آن ميدان چند برابر خواهد شد" . اين نگرش منجر به زمينه‌سازي جهت حضور اثرگذار بانوان شد.

رهبر جمهوري اسلامي ايران، در كنار اين فرمايشات، موضوع ديگري را در عرصه بين‌الملل مطرح كرد و آن مدعي بودن جمهوري اسلامي ايران در مسئله زنان در عرصه جهاني است. طرح اين ادعا از سوي ايشان خطاب به دنياي غرب اينچنين است: " شما به بشريت عموما و به زن خصوصا خيانت كرده‌ايد: با كشاندن زن و مرد به وادي ابتلائات جنسي و برافروختن و دامن زدن به آتش زياده روي‌هاي جنسي بي‌قانون و بي‌نظم در جامعه، با آوردن زن به شكل متبرج به وسط ميدان" و تأكيد كرده‌اند كه «دنياي غرب بايد پاسخگو باشد: چون به زن ضربه زده‌اند به حقوق زن تجاوز كرده‌اند ارزش زن را تنزل داده‌اند به اسم طرفداري به او خيانت كرده‌اند".

سخن، كوتاه؛ در اين مجال برآنم تا به وجه  اثباتي  طرح رهبر معظم نظام جمهوري اسلامي ايران بپردازم و آن، شرح پيشرفت‌ها و موفقيت‌هاي چشمگير زنان ايراني در عرصه‌هاي مختلف است كه توأم با عفاف و حفظ ارزش‌هاي ديني در زنان صورت گرفته است.

لازم است پيش از آن تأكيد كنم كه الگوي «حضور مؤثر در اجتماع، توأم با عفاف و حجاب»، مدلي بود كه انقلاب اسلامي به جهانيان معرفي كرد و خيل عظيم بانوان نخبه و موفق در عرصه‌هاي مختلف، اعم از علمي، سياسي، فرهنگي و ورزشي، گواهي است بركارآمدي اين الگو؛ اين در حاليست كه دنياي غرب به رغم ادعاهاي اعطاي آزادي به زنان، هويت زنانه و ارزشمندي وجوديشان را ناديده گرفته و با نگاه ابزاري به اين قشر حقارت را براي آنان به ارمغان آورده است.

پيش از آن مايلم به شرح مختصر نهادها، جايگاه‌ها و سازمان‌هايي كه پس از انقلاب اسلامي به منظور ايجاد زمينه‌هاي مناسب جهت رشد توانمندي‌ها، ارتقاء جايگاه و حضور مؤثر زنان در عرصه‌هاي مختلف شكل گرفته‌اند، بپردازم

 

1- عرصه قانونگذاري و تدوين سياستهاي كلان

در اين عرصه دو مجموعه قابل بررسي است: قوه مقننه و شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان

 

الف- قوه مقننه

قانون اساسي جمهوري اسلامي ضمن توجه به حقوق اجتماعي مشترك  بين زن و مرد ، با توجه به ارزش و كرامت زن به‌عنوان يك انسان از ديدگاه اسلام و حكومت اسلامي و نيز با عنايت به نقش‌هاي گوناگون وي همچون همسري و مادري، حقوق و مسئوليت‌هاي خاص را براي زنان درنظر گرفته است. اين حقوق را مي‌توان در سه بخش حقوق فردي خانوادگي اجتماعي و سياسي دسته‌بندي كرد.

برخي از اين حقوق و قوانين مصوب عبارتند از :

-       منع زنان از كارهاي سخت و زيان‌آور

-       اعطاي مرخصي زايمان به زنان باردار

-       اعطاي مرخصي ساعتي به زنان شيرده در طول روز

-       ايجاد تسهيلات مناسب در محيط كار براي مادران داراي فرزند شيرخوار

-       حق تأمين امنيت شغلي، بانوان در طول مدت بارداري و شيردهي و بهره‌مندي ايشان از حقوق خويش

-       حمايت از خدمت  نيمه وقت بانوان

-       ايجاد برخي تسهيلات براي زنان در برخي حرفه‌هاي خاص

-       منع زنان از اجبار به حضور در مناقشات مسلحانه

-       حمايت از زنان و كودكان بي‌سرپرست

توضيح آنكه: اين حقوق علاوه برحقوق عمومي است كه براي كليه افراد(اعم از زن و مرد) ديده شده است.

 

ب - شوراي فرهنگي اجتماعي زنان

 رهبر نظام جمهوري اسلامي ايران، حضرت آيت الله خامنه اي  معتقدند كه: " از نظر اسلام در همه فعاليتهاي مربوط به جامعه بشري  و فعاليتهاي زندگي، زن و مرد داراي اجازه مشترك و همسان هستند" ، ولذا دولت جمهوري اسلامي از بدو تشكيل به دنبال ايجاد تسهيلاتي جهت حضور فعال، مؤثر و همسان زنان در عرصه هاي مختلف بوده است. بر اين اساس  و به دنبال حضور مؤثر زنان در پيروزي انقلاب اسلامي و شكل‌گيري نظام جمهوري اسلامي ايران، در دومين دهه از انقلاب اسلامي به پيشنهاد آيت‌اله خامنه‌اي، رهبر انقلاب اسلامي، شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، تشكيل شد. اين شورا كه وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي به‌عنوان عالي‌ترين نهاد سياستگذار فرهنگي در ج.ا.ايران است، به عنوان اولين شوراي سياستگذار فرهنگي در حوزه زنان محسوب مي‌گردد. مشاور رئيس جمهور در امور زنان، زنان نماينده مجلس شوراي اسلامي، مشاورين وزرا در امور زنان و اساتيد حوزه و دانشگاه از جمله اعضاي اين شورا هستند.

اهم وظايف شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، عبارتند از:

1- تدوين سياستهاي لازم براي تقويت هرچه بيشتر نهاد خانواده و آسان سازي تشكيل خانواده و پاسداري از قداست آن؛
2- پيشنهاد تحقيق در مسائل مهم فرهنگي ـ اجتماعي زنان به اشخاص و مراكز صلاحيتدار و ايجاد هماهنگي در برنامه هاي تحقيقاتي؛
3- تهيه طرحهايي جهت ارتقاء سطح آگاهيهاي عمومي و سوادآموزي و بررسي سياستها و شيوههاي مناسب در زمينه هاي آموزش و پرورش و تحصيلات عالي زنان؛
4- تدوين سياستهاي لازم جهت استفاده بهينه دختران و بانوان از اوقات فراغت خود؛
5- برنامه ريزي براي توسعه مناسبات فرهنگي زنان با جوامع زنان در كشورهاي ديگر به خصوص كشورهاي اسلامي؛
شورای فرهنگی اجتماعی زنان به عنوان مرکز سياستگذار در امور زنان تاکنون سياستهايی را تهيه کرده است که عمدتاً به تصويب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسيده است.

اهم سياست‌هاي كلان مربوط به زنان كه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است، عبارت است از:

سياست‌هاي اشتغال زنان در جمهوري اسلامي ايران

     سياست های فرهنگی- اجتماعی ورزش زنان
    
اصول و مبانی سياست های تحقيقاتی مسايل زنان
    
سياست های فرهنگی- تبليغی روز زن
    
سياست های بهبود وضعيت گذران اوقات فراغت زنان و دختران
   
سياست های امور بين الملل زنان
   
منشور حقوق و مسئوليت های زنان در جمهوری اسلامی ايران
  
اصول و مبانی روش های اجرايی در مسأله گسترش فرهنگ عفاف و حجاب
  
سياست های تشکيل، تحکيم و تعالی خانواده در نظام اسلامی
  
سياست های ارتقاء مشارکت زنان در آموزش عالی

 

2- عرصه اجراي قوانين( قوه مجريه)

در درون قوه مجريه، 3 نهاد عهده‌دار برنامه ريزي به منظور اجراي سياست‌هاي كلان در حوزه زنان هستند، كه عبارتند از مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري، دفاتر امور زنان وزارت‌خانه‌ها و دستگاههاي دولتي،  و دفاتر امور زنان استانداري‌هاي كشور

الف - مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري

اجراي قوانين مصوب مربوط به زنان و خانواده و نظارت بر اين اجرا، موجب شد تا نهاد ديگري بدين‌منظور، درون قوه مجريه تشكيل گردد. 3 نكته در شكل‌گيري اين نهاد مؤثر بود. اول؛ توجه به حفظ كرامت انساني زن در اسلام؛ دوم: تأكيد بر حضور مثبت او در عرصه‌هاي تصميم‌گيري- تصميم‌سازي - قانونگذاري و اجرا و سوم؛ تأكيد بر جايگاه محوري زن به عنوان كانون مهر و عاطفه و پرورش دهنده انسان متعالي و عامل اصلي در بقاي سلامت و اخلاق در جامعه .

رياست اين مركز، عهده‌دار سمت مشاور رئيس جمهور در امور زنان نيز هست و يكي از اعضاي هيئت دولت به شمار ميرود.

برخي از مهم‌ترين اهداف اين مركز عبارتند از :

1- افزايش ميزان مشاركت زنان در عرصه اجتماع و خانواده از طريق بررسي علمي و كارشناسانه موضوع و ارائه راهكارهاي به دست آمده به هيأت دولت، مجلس شوراي اسلامي، شوراي فرهنگي اجتماعي زنان و ساير مراجع تقنيني به منظور وضع قوانين و مقرارت و اتخاذ سياستهاي كلان؛
2- ارتقاء نگرشها و باورهاي صحيح  در مسائل مربوط به بانوان بر مبناي شناخت دقيق از وضعيت موجود زنان و ترسيم وضع مطلوب زندگي آنها در اجتماع و خانواده؛
3- تحكيم بنيان خانواده به عنوان مناسبترين بستر رشد انسانهاي شايسته و متعالي و كانون مهر و عاطفه به منظور بقاي سلامت و اخلاق در جامعه؛
4- ارائه الگوي زن مسلمان به عنوان نماد آزادانديشي، آزادگي، عفاف و وارستگي و تأثيرگذار بر فرايند    تصميمگيري هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و تقويت نقش مديريتي و تربيتي زنان در ابعاد ملي و بين المللي؛
5- شناخت مسائل و مشكلات زنان در جامعه، خانواده، محيط كار و پيگيري اصلاح قوانين مربوطه يا وضع قوانين لازم براي حل مشكلات؛
همچنين برخي از وظايف اين مركز عبارت است از:
1- مطالعه، بررسي و تحقيق در زمينه وضع موجود و مطلوب زنان به منظور بازشناسي و تبيين مسائل و نيازهاي گوناگون زنان با توجه به ديدگاههاي دين مبين اسلام با تأكيد بر شناسايي آسيبهاي اجتماعي مبتلا به زنان، اصلاح الگوهاي فرهنگي رايج، ترويج فرهنگ مطالعه، آموزش و پژوهش بانوان و راهكارهاي تحكيم بنيان خانواده و هماهنگي مطالعات كاربردي دستگاههاي اجرايي در اين زمينه ها؛
2- برنامه ريزي و زمينه سازي به منظور ارتقاء توانمنديهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي زنان، كنترل و پيشگيري آسيبهاي اجتماعي مبتلا به زنان و خانواده، ترويج فرهنگ اسلامي در زمينه زنان و خانواده و تعاملات  بين المللي در راستاي اهداف مركز و طراحي و مديريت برنامه هاي ملي ويژه و فرابخشي در زمينه زنان و خانواده با همكاري دستگاههاي اجرايي ذيربط، ارايه شيوه هاي مناسب براي استفاده بهينه از استعدادها و تواناييهاي زنان؛
3- برنامه ريزي، مشاوره، ايجاد هماهنگي و وحدت رويه، نظارت و ارزشيابي و بررسي ميزان اثربخشي برنامهها و اقدامات دستگاههاي ملي و استاني در موضوعات مرتبط با زنان و خانواده؛
4- ارائه نظرات مشورتي به رئيس جمهور، دستگاههاي دولتي و مراجع قانوني در زمينه موضوعات مرتبط با امور زنان و خانواده؛
5- ارائه و پيگيري طرحها و لوايح حقوقي به مراجع ذيربط با هدف تقويت نهاد خانواده، اصلاح امور حقوقي و قضايي زنان، ارتقاء ساختار و تشكيلات مرتبط با امور زنان و خانواده؛
6- كمك و بسترسازي براي ايجاد، توانمندسازي، بهره گيري از قابليتها و تسهيل زمينه هاي مشاركت سازمانهاي مردم نهاد در امور زنان و خانواده در سطوح برنامه ريزي، مشاوره، اجرا و نظارت به منظور بهبود وضعيت زنان و خانواده و توسعه كشور؛
7- تعامل و برقراري ارتباط و حضور مؤثر در مجامع بين المللي مرتبط با مسائل بانوان به منظور كسب اطلاعات از رويدادها، قوانين و وضعيت زنان در ساير كشورها و ارائه تصويري روشن از اقدامات و فعاليتهاي زنان در جمهوري اسلامي ايران؛
8- انجام تمهيدات و پيگيريهاي لازم به منظور تخصيص عادلانه امكانات و منابع به امور زنان در مناطق مختلف كشور و بهره گيري بيشتر از امكانات و منابع دستگاههاي اجرايي ذيربط؛
9- تشكيل كميته هاي تخصصي به منظور تجزيه و تحليل مسائل زنان و خانواده و ارائه راهكارهاي مناسب به شوراي سياستگذاري مركز؛
ب- ادارات كلّ امور زنان و خانواده در وزارتخانه ها و سازمانها:

كليه وزارتخانه ها و دستگاههاي دولتي در كشور  موظف به رسيدگي به امور مربوط به همه افراد اعم از زن و مرد ميباشند. با اين وجود به منظور رسيدگي بيشتر و بهتر به مسائل مربوط به زنان و خانواده، جايگاهي به عنوان مشاور وزير و  مديركل امور زنان و خانواده در آن وزارتخانه يا دستگاه  تأسيس شده كه به طور خاص، مسائل مربوط به اين حوزه را پيگيري ميكند.

ج- ادارات كلّ امور زنان و خانواده در استانداريها:

ضرورت رسيدگي هرچه بيشتر به امور  زنان در استانهاي كشور ايران ( ايالات)  موجب گرديده تا وزرات كشور دولت ج.ا.ايران در همه استانداريها ساختاري به نام اداره كلّ امور زنان و خانواده تعريف كند تا به رسيدگي به امور زنان در آن منطقه و در چارچوب شرح وظايف وزارتخانه هاي مختلف  بپردازند. اين ادارات كل، مستقيما زير نظر استاندار، كه عاليترين مقام اجرايي و تصميم گير در استان است، قرار دارد.

لازم است تصريح كنم كه شرح وظايف اين ادارات كل، هم در وزارتخانه ها و دستگاهها و هم در استانداريها به نوعي زيرمجموعه شرح وظايف مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري است.

 

قوه قضائيه

تحولات صورت گرفته پس از انقلاب اسلامي موجب شد تا مشاركت زنان در قوه قضائيه به عنوان يكي از سه قوه اصلي كشور، افزايش چشمگيري يابد. بر اين اساس و بر مبناي اصل 163 قانون اساسي كه مي‌گويد: زنان واجد شرايط مي‌توانند با پايه قضايي همانند مردان در پست‌هاي مشاورت ديوان عدالت اداري، دادگاه‌هاي مدني خاص، قاضي تحقيق، مستشاري   اداره حقوقي و نظاير آن‌ها انجام وظيفه نمايند»، زنان شاغل در قوه قضاييه ، قادر به احراز پست قضاوت گرديدند.

همچنين زنان به عنوان وكيل دادگستري و مشاور در دادگاه‌ها حضور يافتند.

برخي از ديگر اقدامات مهم قوه قضاييه در راستاي بهبود وضعيت زنان عبارتند از:

-       ايجاد دادگاههاي خانواده

-       ايجاد دفاتر حمايت قضايي از زنان و كودكان در سراسر كشور

-       استقرار واحدهاي ارشاد و معاضدت قضايي در دادگاهها

-       ايجاد دادگاهها و دادسراهاي ويژه اطفال

 

پس از ذكر  اين مقدمه به بررسي و تحليل وضعيت و جايگاه زنان در ايران  با ارائه آمار و مستندات ميپردازم.

تحليل خود را در اين حوزه در چند بخش ارائه ميدهم:

 

اوّل: كليات

متوسط رشد جمعيت زنـان طي دهه گذشته برابر 52.1 بوده است. اين در حالي است که درصد جمعيت زنان نسبت به جمعيت کل کشور در سال 1385، 05.49 درصد برآورد شده است. هـرم سني جمعيت در سال 1385 نشان مي دهــد 89.24 درصد جمعيت زنان زير 15 سال و 03.52 درصد جمعيت زنان زير 25 سال قرار داشته است.

ميانگين سن در اولين ازدواج در سال 1385، 2.23 سال براي زنان و 2.26 سال براي مردان برآورد شده است، تغييرات اين شاخص در مورد زنان نسبت به سال 75، 8.0 سال و نسبت به سه دهه گذشته 5.3 سال افزايش داشته است.

 

دوم: عرصه سلامت:

ايران به عنوان يكي از با سابقه ترين تمدنهاي بشري توجه به بهداشت و سلامت را به منزله يك رويه فرهنگي، تاريخي، و يك فريضه ديني در طول حيات اجتماعي خود درنظر داشته است. همچنين  با توجه به احترام به مقام مادري ، رسيدگي به زنان در زندگي خانوادگي نيز اهميت قابل توجهي براي دولتمردان داشته است. بر اين اساس پس از انقلاب اسلامي، تلاش دولتها و مجريان امور سلامت و بهداشت بر طراحي الگوهاي بهداشتي در زمينه سلامت زنان و كودكان در جهت بهبود معضلات در امر  سلامت  و مهار بيماريها بوده است.

اين تلاشها به حدي گسترده و چشمگير بوده است كه امروزه در كليه شاخصهاي سلامت تغييرات بسيار مثبتي صورت گرفته است كه در ادامه به برخي از اين شاخصها در حوزه زنان اشاره ميكنم.

اميد به زنـدگي زنـان در بدو تولـد در سال 1386، 93.74 سال و اميد به زندگي مردان 17.70 سال برآورد شده است. تغييرات اين شاخص براي زنان نسبت به سال 75، 03.5 سال و نسبت به سه دهه گذشته 73.18 سال افزايش داشته است.

لازم به ذکر است اميد به زندگی زنان در سال 1388، 75.75 سال و اميد به زندگی مردان 94.70 سال برآورد شده است.

افزايش قابل تـوجه ايـن شاخص طي سه دهه اخيـــر نشاندهنده رشد چشمگير سطح سلامت و بهـداشت در سطح کشور، به خصوص در بخش زنان مي باشد.

ميزان باروري کل (TFR ميانگين تعداد فرزنداني که يک زن در سنين باروري بدنيا مي آورد) در سال 1385، 1.2 فرزند برآورد شده است که نسبت به دهه گذشته 86.0 و نسبت به سه دهه گذشته 2.4 فرزند کاهش داشته است و اين مسئله حاکي از کنترل جمعيت در کشور طي سالهاي گذشته بوده است.

 

يکی از شاخص های توسعه و سلامت در دنيا نرخ مرگ و مير مادران است که اين شاخص در سال 1385 معادل 27 در هر 100 هزار تولد زنده بوده است که نسبت به سه دهه گذشته 61.88 درصد کاهش داشته است.

نرخ مرگ و مير نوزادان يکی ديگر از شاخص های توسعه و سلامت جوامع است که اين شاخص در سال 1385 معادل 25 مورد در هر 1000 تولد زنده است که نسبت به سه دهه گذشته 48.81 درصد کاهش داشته است.

توزيع نسبی پزشکان عمومی زن در مراکز درمانی وابسته به دانشگاههای کشور در سال 1385، 5.39 درصد کل پزشکان شاغل در اين مراکز است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 8.56 درصد افزايش داشته است.

 

سوم: عرصه اقتصادي

نظام جمهوري اسلامي ايران با درنظر گرفتن اهداف والاي اسلامي جهت تكامل انسان در هر دو بعد مادّي  و معنوي، توجه ويژه اي به توانمندسازي زنان براي حضوري مؤثر و مفيد در جامعه مبذول داشته است. زنان در جمهوري اسلامي ايران با تجهيز به ابزار علم و دانش  نقش قابل توجهي در عرصه هاي اقتصادي جامعه ايفا نموده اند.

برخي از شواهد اين پيشرفت را طرح ميكنم:

نرخ اشتغال زنان يعني توزيع نسبي زنان شاغل 10 ساله و بيشتر نسبت به کل جمعيت زنــان فعال در سال 1387، 6.84 درصد گزارش شده است که ايـن رقــم نسبت به دو دهه گذشته، 5.13 درصد افزايش داشته است.

6.31 درصد زنان شاغل در بخش خدمات، 8.31 درصد در بخش صنعت و 6.31 درصد در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. همچنين 7.59 درصد زنان شاغل در بخش خصوصی و 3.37 درصد در بخش دولتی به کار اشتغال دارند.

تعــداد کارکنان زن مشمول و غيــر مشمول استخدام کشوري در سال 1386، 786145 نفر گزارش شده است که اين رقم 34.3 درصد کل کارکنان دولت است و نسبت به ده سال گذشته 2.14 درصد افزايش داشته است.

 

چهارم: عرصه علمي:

در اين عرصه شاهد آنيم كه :

رشد چشمگير نرخ باسوادي زنان طي سالهاي بعد از انقلاب نشان دهنده توجه مسئولين و مردم به اين امر مهم و حياتي است. لکن از آنجا که شاخص سواد يکي از عوامل مهم توسعه يافتگي جوامع است، اجراي طرح ها و اقدامات بيشتر دولت در جهت برطرف کردن شکاف موجود تا مرز باسوادي کل جمعيت ضروري مي باشد.

- توزيع نسبی زنان با سواد نسبت به جمعيت زنان بالای 6 سال در سال 1385، 34.80 درصد برآورد شده است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 44.126 درصد افزايش داشته است.

- نرخ باسوادی جمعيت زنان 6تا 29 ساله در سال 1385، 95.16 درصد برآورد شده است. اين نرخ در همين سال، برای مردان 96.48 درصد می باشد.

- تعداد پذيرفته شدگان زن در مراکـز آموزش عالي دولتي در سال تحصيلي 1386-1385، 285634 نفـر گزارش شده است که اين رقم نسبت به سال 76-1375، بيشتر از سه برابر و نسبت به سه دهه گذشته 20 برابر شده است.

-  درصد پذيرفته شدگان زن دانشگاه های دولتی نسبت به کل پذيرفته شدگان در سال 1386 در دوره کاردانی 27.44 درصد، در دوره کارشناسی 4.63 درصد، در دوره کارشناسی ارشد 3.42 درصد و در دوره دکتری 7.44 درصد می باشد.

- تعداد دانش آموختگان زن مـراکز آمـوزش عالي دولتي در سال تحصيلي 1385-1384، 93686 نفر(7.52 درصد) گزارش شده است که اين رقم نسبت به سال 76-1375، 3.2 برابر و نسبت به سه دهه گذشته، 7.6 برابر شده است.

- در سال 1385 توزيع نسبی اساتيد زن نسبت به کل اساتيد گروه های علوم پزشکی دانشگاههای کشور 40 درصد بوده است که اين رقم نسبت به سه دهه گذشته 166 درصد افزايش داشته است.

 

پنجم: عرصه فرهنگي-اجتماعي

-بديهي است كه همه افراد يك جامعه نميتوانند و يا تمايلي به ورود در سيستم دولتي ندارند، بنابراين در يك نظام مردمسالار، ساختارهايي به نام "سازمانهاي مردم نهاد"  شكل ميگيرد.  در جمهوري اسلامي ايران نيز سازمانهاي مردم نهاد بسياري در زمينه هاي مختلف مشغول به فعاليت هستند و البته سهم زنان از اين سازمانه بسيار چشمگير است، به طوريكه شاهد آن هستيم كه از بين كلّ سازمانهاي مردم نهاد   تعداد سازمانهای غيردولتی زنان که در سال 1386 به 980 تشکل رسيده است که اين رقم نسبت به سال 1375, بيش از 16 برابر شده است.

در حوزه فرهنگ نيز پيشرفت قابل توجهي در حوزه زنان صورت گرفته است كه برخي از آمار  آن عبارتست  از:

- براساس آخرين مطالب منتشر شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از مجموع 3420 نشريه منتشره طي سه دهه گذشته 143 نشريه با موضوعيت زنان و خانواده بوده است. که اين رقم 4درصد کل نشريات محسوب مي شود.

- از مجموع 3420 نشريه منتشر شده در کشور تا سال 1386 تعداد 369 نشريه توسط زنان منتشر مي شود که اين رقم 11 درصد کل نشريات کشور مي  باشد.

- تعداد زنان صاحب امتياز که طي دوره 1386-1383 موفق به اخذ مجوز نشريه شده اند 101 نفر بوده است که نسبت به دوره 1382 -1379 ،09.16 درصد  و نسبت به کل تعداد زنان صاحب امتياز در سالهاي ماقبل 1366 ، 19 بر ابر افزايش داشته است.

- تعداد زنان مدير مسئول که طي دوره 1386-1383 موفق به اخذ مجوز چاپ نشريه شده اند 148 نفر بوده است که نسبت به دوره 1382-1379 , 35.19درصد و نسبت به کل تعداد زنان مدير مسئول در سالهاي ماقبل 1366 , 20 برابر افزايش داشته است.

- توزيع نسبي زنان مدير مسئول و صاحب امتياز نسبت به کل مدير مسئولان و صاحبان نشريات کشور تا سال 1386، 10 درصد مي باشد.

- تعداد كتابهاي منتشر شده با موضوع زنان و خانواده در سال 1386، 407 عدد بوده كه اين رقم نسبت به سال 1375، 70.180 درصد افزايش داشته است.

- تعداد كتابهاي منتشر شده توسط زنان در سال 1386، 5378 عدد بوده كه اين رقم نسبت به سال 1375، 123.416 درصد افزايش داشته است.

-  توزيع نسبي كتابهاي منتشر شده توسط زنان نسبت به كل كتابهاي منتشر شده در سال 1386، 24.23 درصد گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1375، 42.58 درصد افزايش داشته است.

- تعداد زنان مؤلف، در سال 1386، 3643 نفر گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1375، نزديك 5 برابر شده است.

- توزيع نسبي زنان مؤلف نسبت به كل مؤلفان، در سال 1386، 66.16 درصد گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1375، 56.78 درصد افزايش داشته است.

- تعداد زنان مترجم، در سال 1386، 1365 نفر گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1375، بيش از 250 درصد افزايش داشته  است.

- توزيع نسبي زنان مترجم نسبت به كل مترجمان، در سال 1386، 73.23 درصد گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1375، 3.47 درصد افزايش داشته است.

- تعداد زنان صاحب اثر برگزيده سال، در سال 1386، 6 نفر گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سالهاي ماقبل رشد چشمگيري داشته است.

- توزيع نسبي زنان صاحب اثر برگزيده سال نسبت به كل صاحبان آثار برگزيده سال، در سال 1386، 14.17 درصد گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1375، 24.174 درصد افزايش داشته است.

 

لازم است اشاره كنم كه زنان ايران زمين در عرصه فعاليتهاي قرآني نيز بسيار فعال بوده به طوريكه در حال حاضر درصد قابل توجهي از  قاريان، حافظان و پژوهشگران در اين عرصه را تشكيل ميدهند.

 تا كنون  10 هزار پژوهش و پايان نامه در زمينه  قرآن در كشور صورت گرفته است كه از اين ميان 6 هزار عنوان اختصاص به بانوان دارد.

- تعداد تئاتر هاي اجرا شده با موضوع زنان و خانواده در سال 1386 ، 10 مورد بوده است که نسبت به سال 1384، 67.66 درصد افزايش داشته است.

- تعداد نمايشنامه هاي اجرا شده توسط كارگردانان زن در سال 1386، 12 عدد بوده كه اين رقم نسبت به سال 1384، 140 درصد افزايش داشته است.

-  توزيع نسبي نمايشنامه هاي اجرا شده توسط كارگردانان زن نسبت به كل نمايشنامه هاي اجرا شده در سال 1386، 44.44 درصد گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1384، 10.51 درصد افزايش داشته است.

- تعداد آثار نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي با موضوع زنان و خانواده در سال 1386 ، 500 اثر بوده است که نسبت به سال 1382، بيش از سه برابر افزايش داشته است.

- تعداد نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي برگزار شده توسط زنان در سال 1386، 6 نمايشگاه بوده كه اين رقم نسبت به سال 1382، 20 درصد افزايش داشته است.

- توزيع نسبي نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي برگزار شده توسط زنان نسبت به كل نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي برگزار شده در سال 1386، 30 درصد گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1382، 34 درصد كاهش داشته است.

- تعداد آثار برگزيده زنان در جشنواره هاي داخلي هنرهاي تجسمي در سال 1386، 30 اثر بوده كه اين رقم نسبت به سال 1382، 200 درصد افزايش داشته است.

- توزيع نسبي آثار برگزيده زنان در جشنواره هاي داخلي هنرهاي تجسمي نسبت به كل آثار برگزيده در سال 1386، 16.68 درصد گزارش شده است كه اين رقم نسبت به سال 1384، 1.9 درصد افزايش داشته است.

-  تعداد کل زنان عضو خانه سينما تا سال 1386، 696 نفر بوده است که به ترتيب بيشترين گروه آنان شامل انجمن بازيگران، انجمن چهره پردازان و انجمن منتقدان بوده است.

      توجه به ورزش بانوان  با درنظر گرفتن ارزشها و اصول اسلامي  نيز از جمله مواردي است كه از بدو  پيروزي انقلاب اسلامي مورد تأكيد مسئولين امر بوده است.بر  اين اساس در عرصه ورزش نيز بانوان ايراني پيشرفت چشمگيري داشته اند و آمار ذيل، گواهي است بر اين مدّعا:

-  تعداد بانوان ورزشکار تحت پوشش هئيت هاي ورزشي سازمان تربيت بدني کشور در سال 1385، 3246810 نفر گزارش شده است که اين رقم نسبت به سال 1375، بيش از 2 برابر و نسبت به سال 1365، بيش از 16 برابر افزايش داشته است.

- تعــداد مربيان و داوران ورزش بانــوان کشور در سال 1385، 71649 نفر گزارش شده است که ايـن رقم نسبت به سال 1375، 94بيش از سه برابر افزايش داشته است. چنانچه مشاهده مي شود روند حضور زنان در عرصه هاي ورزشي طي سالهاي اخير چه در ابعاد حرفه اي و چه در ابعاد غير حرفه اي در حال افزايش است، که به خودي خود گامي مثبت در جهت افزايش بهداشت و سلامت جسمي و رواني زنان و دختران محسوب مي شود.

 

ششم: عرصه سياسي

-  تعداد زنان داوطلب براي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در دوره هشتم 585 نفر بوده است که اين رقم نسبت به داوطلبين زن دوره اول مجلس شوراي اسلامي بيش از 7 برابر شده، اما نسبت به دوره هفتم 29 درصد كاهش داشته است.

 -   تعداد نمايندگـان زن مجلس شورای اسلامــی در دوره هشتم 8 نفر می باشد که اين رقم نسبت به نمايندگان زن دوره اول مجلس شورای اسلامی 2برابر شده، اما نسبت به دوره پنجم 86.42 درصد كاهش داشته است.

-  تعداد زنان عضو شوراهاي اسلامي شهر و روستا در دوره سوم 1491 نفر گزارش شده است که اين رقم نسبت به دوره اول شوراهاي اسلامي شهر و روستا 44.8 درصد رشد داشته است.

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
سایت رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در زاگرب به زبان کرواتی

صفحه ی فیس بوک  رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در زاگرب

سایت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

سایت خبری آزاد نگار

سایت پایگاه اطلاع رسانی ایران و بالکان (ایربا )

سایت بنیاد اندیشه اسلامی

سایت مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف  اسلامی و علوم انسانی

سایت ایرانیان خارج از کشور

سایت دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

سایت پایگاه اطلاع رسانی دولت

سایت خبرگزاری ج.ا.ا  (ایرنا )

سایت خبرگزاری قرآنی (ایکنا )

آموزش آن لاین زبان فارسی

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

سازمان اسناد و کتابخانه ملی ج.ا.ایران

دانشگاه تهران

رادیو ایران به زبان بوسنیایی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 1688
بازدید امروز : 69
بازدید این صفحه : 352594
بازدیدکنندگان آنلاين : 5
زمان بازدید : 2.3281

صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|پيوندها