شنبه ٠١ مهر ١٣٩٦
 
صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|پيوندها
عنوان
ایران
همدان - غار علي صدر
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

مبانی برابری و تفاوت حقوق زن ومرد در اسلام

 

مولف :دکتر فائزه عظیم زاده اردبیلی

 

     بررسي آياتي از قرآن كريم كه خلقت زن و مرد را مطرح مي نمايد، نشان مي دهد كه آنها در وجوهي كه به انسانيت آنان برمي گردد ، اشتراک دارند.  منشأ خلقت، نفس واحدي است كه سرمايه هاي متنوعي درآن تعبيه گرديده است ،و اصل برابری انسانها حاکم است.

    خداوند مي فرمايد: « والله جعل لكم من انفسكم ازواجاً و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفده و رزقكم من الطيبات » ؛ یعنی:  خدا براي شما از خودتان همسراني قرارداد و براي شما از همسرانتان فرزندان و نوادگاني پديد آورد و چيزهاي پاكيزه روزي تان كرد.1

   قرآن كريم ، وقتي مسئله ی زن و مرد را مطرح مي كند ، مي گويد اين دو را از چهره‌ی ذكورت و انوثت نشناسيد ، بلكه ازچهره ی انسانيت بشناسيد . حقيقت انسان را روح او تشكيل مي دهد نه بدن او ، انسانيت انسان را جان او تأمين مي كند نه جسم او و نه مجموع جسم و روح. قرآن كريم ، حقيقت هرانساني را روح او ، و بدن را ابزار روح مي داند

     قرآن كريم ، مرد و زن را از لحاظ خلقت از يك نوع و در اصل گوهر انساني يكي مي‌داند. در خلقت انسان اوليه، جز اينكه تقدمي در آفرينش براي مرد قائل است و خلقت زن را متأخر از مرد ولي از خود مرد يا از جنس مرد مي داند ، تفاوتي بين آنها ذكر نكرده و بخصوص اشاره اي به نقصان وكمبود زن در مايه ی انساني نسبت به مرد ننموده است : « يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً كثيراً و نساء...»2یعنی : اي مردم ، بپرهيزيد و بترسيد از خدايي كه شما را ازنفس واحد آفريد و همسرش را نيز از او خلق كرد و از آن دو مردان و زنان زيادي را آفريد ... .

    تعبيرات زيادي به اين مضمون درقرآن وجود دارد . در هيچ يك از آيات مربوط به خلقت انسان اشاره اي به كامل تر بودن آفرينش مرد و نقص و كمبود  در خلقت زن ديده نمي‌شود.3    بنابراين از نظر فضيلت و كرامت و دارا شدن ارزش هاي والاي انساني و مقام معنوي و توانايي كسب صفات عاليه ، در تعبيرات قرآن تفاوتي بين زن و مرد ديده  نمي شود و در اين زمينه آيات فراواني در  قرآن مجيد وجود دارد . دربرخي ازاين آيات ، اين مضمون به چشم مي خورد كه هركس عمل شايسته انجام دهد و با ايمان باشد ، چه زن و چه مرد ، حيات پاكيزه دارد و به بهشت مي رود و نزد خدا مقرّب و مأجور است :

«ومن يعمل من الصالحــات من ذكر او أنثي و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنه و لا يُظلمون نقيرا».4

« من عمل صالحاً من ذكر او أنثي و هو مؤمن فلنحيينّه حيوۀ طيبۀ ولنجزينّهم اَجرَهم بأحسن ماكانوا يعملون» . 5                                                                                            

«  ومن عمل صالحاً من ذكر او انثي و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنه يُرزقون فيها بغير حساب».6

« ان المسلمين و المسلمات و المؤمنين والمؤمنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين والصــابرات و الخاشعين و الخاشعـات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظــات و الذاكرين الله كثيراً و الذاكرات اعدّالله لهم مغفرۀ و اجراً عظيمـــاً» . 7

    در این آيه شريفه چنانچه ملاحظه مي‌شود در تمامي ارزش‌هاي والاي انساني زن و مرد با هم برابر ذكر شده اند و خداوند سبحـان از جهت پاداش بين زن و مرد فرقي قائل نشده است.8

    و به طوركلي هر جا سخن از ارزش هاي انساني است، زنان و مردان دركنار يكديگر و به طور مساوي مورد خطاب واقع شده اند. علامه طباطبائي در اين زمينه می فرمايد:  مشاهده و تجربه چنین حكم مي كند كه زن و مرد دو فرد از نوع واحد هستند ، يعني دو فرد انساني؛ زيرا تمام آثاری كه در مردان آشكار است، در زنان نيز پيدا است . بروز آثار يك نوع، نشان دهنده‌ی تحقّق خارجي آن نوع است. بلي ميان اين دو صنف در آثارمشترك ، شدت و ضعف وجود دارد ، اما اين تفاوت سبب بطلان حقيقت نوع در فرد نيست . از اين جا روشن مي شود كه کمالات نوعي كه براي يك صنف ميسور است، براي صنف ديگر نيز دست يافتني است، همان گونه كه كمالات معنــوي چنين است. زيباترين و جامع‌ترين سخني كه اين مطلب را ادا مي‌كند اين آية قرآن است: « اني لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي بعضكم من بعض» .9

 

تفاوت هاي تكويني ميان زن و مرد

دانستيم كه زن و مرد از لحاظ ماهيت انساني و ارزش هاي ناشي از آن يكسان‌اند ، اما بايد دانست كه برابري درحيثيت انساني زن و مرد به معناي آن نيست كه آنان هيچ گونه تفاوتي از نظر استعدادها و گرايش هاي روحي ندارند ، بلكه وجوه پاره اي از تفاوت ها در بين آنها موجب گرديده است تا يكي زن و ديگري مرد باشد .10

    از جمله‌ی اين تمايزات مي توان به تمايزات جسماني، تمايزات ذهني ، تمايزات روحي -  رواني و تمايزات اخلاقي و رفتاري11 اشاره كرد كه هريك، از منظر علم روان شناسي تعريف خاص خود را دارند و دراين جا مجال پرداختن به آنها نيست .

     به تعبير استاد شهيد مطهري: « زن انساني است با چگونگي هاي خاص و مرد انساني است با چگونگي هاي ديگر، زن و مرد در انسانيت برابرند ولي دو گونه انسانند، با دو گونه خصلت و دو گونه روان شناسي و اين اختلاف ناشي ازعوامل جغرافيايي و يا تاريخي و اجتماعي نيست، بلكه طرح آن در متن آفرينش ريخته شده است».12

    در خصوص تفاوت هاي موجود ميان زن و مرد توجه به يك نكته بسيار ضروري است و آن اينكه گاه از تفاوت ها به « نقص» و « كمال» تعبير مي شود . چنين تعابيري معمولاً سبب سوء برداشت شده و نقص در استعدادها را با نقص و عيب دركمال و تعالي اشتباه مي گيرند و يكسره بر وجود تفاوت ها انگشت ترديد گذاشته، ساحت خداوند را از آفرينش موجودي معيوب و ناقص مبرّا مي دانند . جهان تكوين آكنده از تفاوت واختلاف در توانايي هاست . اما هيچ كس چنين اختلافاتي را به خودي خود نشانه عيب و كمال نمي داند . براي مثال ، قدرت بينايي انسان بسيار كمتر از كركس و قدرت شنوايي و بويايي انسان ضعيف تر از سگ است، اما نقص استعدادي انسان درامور ياد شده به معناي كمبود در تعالي و كمال انساني نيست . چه بسا برخورداري انسان از چنين  قدرت هايي نه تنها به منفعت وي نباشد ، بلكه مخاطراتي به همراه داشته باشد . پس هرموجودی به حسب كاركرد خاصي كه دارد ، مجهز به يك نوع ساختار طبيعي و جهاز تكويني است و اين ساختارها تنها در كاركردها معنا و مفهوم مي‌يابد.13

 

تفاوت درتشريع و قانونگذاري

   تفاوت هاي تكويني زن و مرد ، منشأ برخي تفاوت هاي اجتماعي وحقوقي مي شود . اگر قانونگذار بخواهد به هرگونه تفاوت و اختلاف بي توجه باشد ، خلاف ضرورت تشريع و تقنين است و مصالح جامعه به طوركامل تأمين نمي شود ؛ زيرا تشريع بايد مبتني بر مصالح و مفاسد نفس الامري باشد و قواعد و مقررات حقوقي ، اعتباري صرف نيستند . پس آن دسته از اختلافات و تفاوت هاي تكويني كه موجب اختلاف در مصالح و مفاسد نفس الامري گردد ، منشأ تفاوت درحقوق و تكاليف مي شود و اين امر به حكم « ضرورت بالقياس» است ؛ يعني، اگر احكام و تكاليف اجتماعي ، متناسب با واقعيت ها باشد، با رعايت آن ، سعادت فرد و جامعه حاصل مي شود و چون سعادت فرد و جامعه مطلوب است ، پس بايد احكام وحقوق و تكاليف مبتني بر مصالح و مفاسد واقعي بوده و به طوركامل رعايت گردد.

    به طوركلي ، تناسب قانونگذاری با شرایط عینی ، به یک مبحث اساسی در فلسفه حقوق باز    مي گردد كه در اصطلاح به « حقوق طبيعي » معروف است . در يك دسته بندي كلي مي توان نظام هاي حقوقي را به دو دسته كلي تقسيم كرد : نخست ، نظام هايي كه حقوق وقوانين را فقط يك قرارداد اعتباري و تابع اراده ی انسان يا گروهي از انسان ها مي دانند ، و ديگر، نظام‌هايي كه حقوق و قوانين را برخاسته از موقعيت طبيعي افراد و مطابق با نيازهاي واقعي آنها مي دانند .

 حقوق در معناي اخير را « حقوق طبيعي » مي‌دانند. دريك كلام ، نظريه ی حقوق طبيعي بيانگر اين حقيقت است كه حقوق افراد صرفاً يك قرارداد ساده نيست ، بلكه ريشه در واقعيت‌هاي تكويني و ظرفيت هاي انساني دارد. 14 آنچه درمكتب حقوقي اسلام پذيرفته شده است، به طور خلاصه  مي توان « حقوق طبيعي -  الهي » ناميد. در اين ديدگاه ، نظام حقوقي متناسب با شرايط تكويني و در راستاي كمالات انساني است، اما در عين حال تأكيد مي‌شودكه شناخت كامل ظرفيتها و مطلوبيت ها از عهده ی معرفت محدود بشري خارج  است . هرچند عقل  مي‌تواند كليات واصول اساسي را بشناسد ، اما درمورد جزئيات تنها آفريدگاري كه بر زواياي وجود انسان و جهان آگاهي دارد، مي تواند اين گونه قوانين را تعيين و تنظيم كند . 15

  نكته‌ی بسيار مهمي كه دراين جا خودنمايي مي كند ، مسئله ی « تساوي» و« تشابه» حقوق است . بايد ديد كه آيا تفاوت در حقوق ، تعارضي با « عدالت» دارد يا نه؟

    نكته‌اي كه توضيح آن درابتدا لازم به نظرمي رسد اين است كه بايد برابري در قانون را از برابري در مقابل قانون تفكيك نمود . برابري درقانون ، درمقابل اين پرسش مطرح مي شود كه آيا قانون ، برخورداري و مسئوليت تمام اقشار جامعه را به طور مساوي ملاحظه كرده يا آن كه حقوق ويژه‌اي براي برخي گروه‌ها در نظر گرفته است ؟ اما برابري در مقابل قانون ، پاسخي به اين پرسش است كه آيا مفاد قانون ، چه تمام اقشار را يكسان نگريسته باشد و چه متفاوت، به طور يكسان در مورد تمام افراد تحت شمول خود اجرا مي شود .16

   در پاسخ به اين پرسش بايد گفت : نكته ی اساسي اين است كه مفاهيم عدالت، برابري، تبعيض و نابرابري بايد به دقت تعريف شوند . خلط مفهوم برابري با عدالت و نابرابري يا تبعيض و منطبق دانستن محدوده هر يك بر ديگري ، يك خطاي مبنايي است . ميان دو مقوله «نابرابري و تبعيض» و نيز « برابري وعدالت» رابطه عموم و خصوص من وجه وجود دارد . به ديگر بيان برابري و تساوي ملاك عدالت نيست، چنان كه نابرابري هم معيار تبعيض و بي عدالتي نيست .

   تبعيض ازجهت لغوي « عبارت است از : بين دو يا چند كس مساوي ، يكي را يا بعضي را امتيازدادن ، رجحان بعضي بربعض ديگر بدون مرجح » . 17

     به تعبير برخی از محققان معاصر « معناي تبعيض آن است كه دو شخص در شرايط مساوي  


و احتياج و نياز و قابليت و توان مساوي باشند ، به يكي حق داده شود و به ديگري كه همان شرايط را داراست ، آن حق داده نشود18 ».

   در مقابل واژه تبعيض ، كلمه تساوي قراردارد كه عبارتست از : « مانند شدن، تماثل، مستوي و برابر گرديدن و برابر شدن دو چيز19 » .

    با توجه به معناي لغوي تبعيض و تساوي مي توان گفت كه تبعيض در اصطلاح حقوقي عبارتست از : برتري حقوقي شخص يا اشخاص بدون آنكه جهت ترجيحي وجود داشته باشد؛ مانند آنكه بين دو نفر هيچ گونه برتري وجود نداشته باشد ، در عين حال نسبت به يكي قائل به حقوق و امتيازاتي شويم كه نسبت به ديگري اين حقوق و امتيازات را قائل نيستيم.20

   بنابراين در تقنين قوانين عادلانه و تعيين نقش ها و مسئوليت هاي هركس، بايد محمل و موضوع حقوق و تكاليف از يك سو و شرايط و ويژگي ها و امتيازات آن شخص از سوي ديگر مورد تأمل قرار گيرد و آن چه كه موضوع و محمل حق يا تكليف است ، در هر فرد يا گروه كه يافت شود حق يا تكليف نيز به آن فرد يا گروه تعلق مي گيرد وهرگونه تفاوت ميان اين گونه افراد تبعيض محسوب مي شود؛ زيرا با وجود شرايط يكسان و برابر به نابرابري حكم شده است . اما درمواردي كه حق و تكليف موضوع و محملي دارد كه درهمه افراد يافت نمي‌شود ، بي شك حق و تكليف مورد نظر به آن دسته از افراد تعلق مي گيرد كه آن موضوع و محمل حقوقي را دارا باشند . ناگفته پيداست كه اين نوع برخورد اگرچه نابرابر مي باشد ، به علت تناسب آن با شرايط و ويژگي هاي برابر ممدوح ، مجاز و عقلاني است . در مباحث حقوق و تكاليف زن و مرد نيز مي بايست به اين نكته به طور دقيق توجه كرد كه موضوع و محمل حق يا تكليف مورد نظر چيست؟21 و اين يكي از اساسي ترين تفاوت هاي زيربنايي اسلام و « كنوانسيون رفع تبعيض از زنان » است .

   ماده يك كنوانسيون ، تبعيض را اين گونه تعريف مي كند :« عبارت تبعيض عليه زنان در اين كنوانسيون به هرگونه تمايز و استثنا (محدوديت) بر اساس جنسيت اطلاق مي شود كه نتيجه آن خدشه دار كردن بهره مندي زنان ازحقوق بشر و آزادي هاي اساسي در زمينه‌هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي، مدني و يا هر زمينه ديگر است ... ».

    در اين سند بين المللي هرنوع تفاوت بين زن ومرد درحقوق وتكاليف، تبعيض محسوب شده است ؛ هرچند آن تفاوت ها ثمره ی تفاوت هاي تكويني زن و مرد باشد . اين تفسير و نگرش به يكساني و تشابه حقوق زن ومرد مي انجامد . لازمه اين ديدگاه آن است كه به هر نوع عدم تشابه بين زن و مرد به ديد تبعيض نگريسته شود ، درحالي كه عدم تشابه حقوق و تكاليف زن ومرد دربرخي از موارد تفاوت است نه تبعيض ، و آنچه كه مذموم و ناپسند به شمار مي آيد ، تبعيض    مي باشد كه ظلم و بي عدالتي است .

    چنانكه پيش از اين نيز اشاره شد ، وجود برخي از تفاوت ها وتوجه به آنها در وضع حقوق و تكاليف، عين عدا لت است نه ظلم به زنان . مقتضاي عدالت اين نيست كه حقوق زن و مرد به طوركامل يكسان و مشابه باشد ، بلكه اين ظلم به زن و مرد و ناديده گرفتن توانايي ها، تفاوت ها و ويژگي هاي تكويني آنان است. نبايد هرنوع تفاوتي را تبعيض دانست و تساوي و برابري زن و مرد درحقوق و تكاليف را به معناي تشابه و يكساني كامل زن و مرد درحقوق و تكاليف معناكرد ، بلكه تساوي به اين معناست كه هريك از زن ومرد از حقوق و تكاليف مناسب با ويژگي هاي تكويني شان برخوردار شوند و چيزي بر آنان تحميل نگردد. كاركردهاي متفاوت زن و مرد و نقش تكميلي آن دو براي يكديگر و ايجاد توازن و تعادل درنظام هستي، تفاوت هاي زن و مرد در برخي از حقوق و تكاليف را ضروري مي سازد و اين عين عدالت است نه ظلم و تبعيض تا سعي در زدودن و از بين بردن آن شود .

    در كنوانسيون ، تساوي به معناي الغا و در نظر نگرفتن ويژگي جنسيت زن و مرد ، يعني الغاي مذكر و مؤنث بودن آن دو به منظور دستيابي به تشابه كامل زن ومرد در حقوق و تكاليف به كار رفته است ، درحالي كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه براساس موازين اسلامي تنظيم شده ، تساوي به معناي دوم ارائه شده است ؛ يعني هرانساني اعم از زن و مرد بايد از فرصت ها و زمينه هاي مناسب و كافي براي رشد و تكامل ورسيدن به كمالات وجودي برخوردار باشد و جنسيت هيچ يك از زن و مرد مانعي براي رسيدن به اين مطلوب والا نباشد و هركدام كه از   فرصت هاي خود بهتر استفاده كند، به رشد و كمال بيشتري دست خواهد يافت و از ديگري برتر خواهد شد.22

    استاد شهيد مطهري، پيرامون حقوق زن و تساوي آنها با حقوق مردان، چنین می آورد: "در مكتب اسلام ، زن و مرد هر دو انسانند و از حقوق متساوي بهره مندند ، اما آنچه كه ‌از نظر اسلام مطرح است ، اين است كه زن و مرد به دليل اين كه يكي زن و ديگري مرد است و خلقت و طبيعت آنها يكسان نيست ، در برخي حقوق و تكاليف و مجازات ها داراي تفاوت هستند . در دنياي غرب اكنون سعي مي شود كه ميان زن و مرد از لحاظ قوانين و مقررات و حقوق و وظايف ، وضع واحد و مشابهي به وجود آورند و تفاوت هاي غريزي و طبيعي زن و مرد را ناديده بگيرند . بنابراين ، آنچه اكنون در كشور ما ميان طرفداران حقوق اسلامي ازيك طرف و طرفداران سيستم غربي از طرف ديگر، مطرح است ، مسئله ی وحدت و تشابه نقش اجتماعي زن ومرد است نه تساوي حقوق آن ها . و كلمه تساوي حقوق ، يك عنوان تزويرآميز است كه براي تساوي نقش در جامعه گذاشته شده است ". 23

 

هـ ) جايگاه فرد وجامعه درشريعت اسلامي

   ترديدي نيست كه اسلام و ساير اديان الهي همگي براي هدايت آحاد بشر فرو فرستاده شده و جز مصلحت و سعادت افراد هيچ هدف و مقصود ديگري در نظر نبوده است . اما نكته‌ی اصلي اينجاست كه شريعت اسلام درمجموع يك نظام حقوقي منسجم و هماهنگ را تشكيل مي‌دهد كه با ملاحظه مجموعه ی شرايط و كليه ی مصالح فرد و جامعه جعل و تنظيم يافته است و از اين رو شايسته است كه در پرتو چنين نگرش جامعي مورد داوري قرارگيرد. بنابراين در بررسي احكام و ضوابط اسلامي بايد « جزء بيني » و « يكسونگري» را كنارگذاشت و به مصالح انسان در پهنه ی هستي و در افق هاي دوردست كمال نگريست . پس اگر در نگاه نخست به نظرمي رسد كه دريك حكم احياناً مصالح يك گروه يا جنس خاص در نظر گرفته شده ، با ملاحظه‌ی مجموعه احكام و با مطالعه ی صحيفه ی تكوين كشف مي گردد كه مصلحت هر دو جنس و مصلحت فرد و خانواده به گونه اي حكيمانه لحاظ گرديده است . از اين نگاه به يقين مي توان گفت كه درشريعت اسلام براي زن ومرد حقوقي متناسب و متساوي قرار داده شده است .24

راز اصیل آفرینش زن، آرامش زن و مرد است نه گرایش غریزی و و خدای سبحان اصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده و او را در این امر روانی اصل دانسته و مردان را مجذوب مهر زن معرفی کرده است و از این روست که زن محبوب رسول گرامی اسلام است.

با دقت در مطالب گفته شده استنتاج می شود که خلقت زن به منظور خدمت به مرد نیست بلکه یا هر دو در کنار یکدیگر به آرامش برسند یا در واقع زن را محور ستایش قرار می دهد که با استفاده از مودّت در جهت الهی مایه آرامش مرد باشد که او بهتر بتواند نقش خود را در جامعه و خانواده ایفا کند.و در حقیقت برابری و تساوی در خلقت وجود دارد و تفاوت در حقوق به فطرت وطبایع بر میگردد.

 

پی‌نوشتها:

1-  نحل ، 72

2-  3-  نساء ، 1

3-  حسين  مهرپور ، حقوق بشر در اسناد بين المللي و موضع جمهوري اسلامي ايران ( تهران : اطلاعات ، 1374) ص218

4-  نساء ، 124

5-  نحل ، 97

6- مؤمن ( غافر) ، 40

7- احزاب ، 35

8-  فائزه السادات عظيم زاده اردبيلي ، « نگرشي برسيرتاريخي وتطبيقي حقوق زن درايران » ، فصلنامه پژوهشی ، نداي صادق ( تهران : دانشگاه امام صادق (ع) ، 1377 )  ش 11 ،  ص 30

9- آل عمران ، 195

10- سیدمحمد حسين طباطبائي، الميزان، ترجمه سيدمحمد باقرهمداني، ج 4(قم: دفتر انتشارات اسلامي،1363) ص89 

11- سيدصادق حقيقت وسيدعلي ميرموسوي ، مباني حقوق بشرازديدگاه اسلام وديگر مكاتب (تهران : دانش وانديشه معاصر، چ اول،  1381 ) ص 297 

 

12-  مرتضي  مطهري ، نظام حقوق زن دراسلام ( قم : صدرا ، بي تا ) ص 17-18

زنان ، ارديبهشت 1383 ) ش 4 ، ص 27

13- محمدرضا زيبايي نژاد ومحمدتقي سبحاني، درآمدي برنظام شخصيت زن دراسلام( بررسي مقايسه اي ديدگاه اسلام وغرب) ، ص 64-65  

14-  مرتضي مطهري ، نظام حقوق زن در اسلام ، ص 144

15-  محمدرضا زيبايي نژاد و محمدتقي سبحاني ، درآمدي بر نظام شخصيت زن دراسلام ، ص 44

16- فمينيسم و دانش هاي فمينيستي ، ترجمه و تحليل و نقد مجموعه مقالات دايره المعارف روتليج ، ترجمه عباس يزداني و بهروزجندقي ، ( قم : دفتر مطالعات و تحقيقات زنان ، 1382 ) ص 155-156

21-  محمد معين ، فرهنگ فارسي ، ج 1 ( تهران : مؤسسه انتشارات اميركبير ، چ ششم ، 1363 ) ص 1024

22-  مركزتحقيقات فقهي قوة قضائيه ، ديدگاههاي فقهي درخصوص عهدنامه محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان ( قم : مركز تحقيقات فقهي قوة قضائيه ، 1377 ) ص 83

23-  علي اكبر دهخدا ، لغت نامه ، ج 4 ( تهران : مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران ، چ اول ازدوره جديد ، 1373 ) ص5878

24-  مرتضي  مطهري ، نظام حقوق زن دراسلام ، ص 153-154

25-  محمدرضا  زيبايي نژاد و محمدتقي سبحاني ، درآمدي برنظام شخصيت زن دراسلام ، ص 50

 

 

فهرست منابع

الف ) كتابها

1.    القرآن الکریم

2.    کتاب مقدس

3.    آربلاستر، آنتوني ، ظهور و سقوط ليبراليسم غرب ، ترجمه عباس مخبر، بي جا ، نشر مركز ، چاپ دوم ، 1368

4.    ابراابن سعدون ، نای ، حقوق زن ازآغاز تا امروز، ترجمه گیتی خورسند، تهران ، کویر ، چاپ اول، 1379

5.    الحر العاملی، محمدبن الحسن ، وسائل الشيعه ، تهران ، مكتبه الاسلاميه ، چاپ چهارم ، بي تا،  ج 11 ، ج 12 ، ج 13 ، ج 14

6.  حقيقت ، سيدصادق و ميرموسوي ، سيدعلي ، مباني حقوق بشرازديدگاه اسلام و ديگرمكاتب ، تهران ، دانش و انديشة معاصر ، چاپ اول ، 1381

7.    دورانت ، ويل ، تاريخ تمدن ، تهران ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، بي تا ، ج 1

8.    دهخدا ، علي اكبر ، لغت نامه ، تهران ، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ اول از دورة جديد ، 1373 ، ج4

9.    الزحیلي ، وهبه ، الفقه الاسلامي و ادله ، دمشق ، دارالفكر ، 1418 هـ . ق ، ج 6

10.      روشندل ، جليل و قلي پور ، رافيك ، سيماي زن درجهان – ايالات متحده امريكا ، تهران ، برگ زيتون ، 1377

11.   زيبايي نژاد ، محمدرضا و سبحاني ، محمدتقي ، درآمدي برنظام شخصيت زن دراسلام         ( بررسي  مقايسه اي ديدگاه اسلام وغرب ) ، قم ، دارالنور ، 1381

12.      صافي گلپايگاني، لطف الله ، جامع الاحكام ، قم ، مؤسسه انتشارات حضرت معصومه (س) ، چاپ اول

13.      طباطبائي ، سيدمحمدحسين ، الميزان ، ترجمه سيدمحمدباقرهمداني ، قم ، دفترانتشارات اسلامي، 1363 ، ج 1 ، ج 4

14.      كليني ، محمدبن يعقوب ، اصول کافی ، تصحیح محمدجعفر شمس الدین ، بیروت ، دارالتعارف للمطبوعات ، 1411

15.   مجلسي ، محمدباقر، بحارالانوار ، بيروت/ لبنان ، داراحياء التراث العربي ، چاپ سوم ، 1403 هـ ق،   ج 1 ، ج 2 ، ج 11 ، ج 23 ، ج 53  ، ج 72 ، ج 103

16.محمودي ، عباسعلي ، نظرية جديد دربارة برابري زن ومرد درديه وقصاص ، تهران ، بعثت ، 1365

17.      مهرپور ، حسين ، حقوق بشردراسناد بين المللي و موضع جمهوري اسلامي ايران ، تهران، اطلاعات ، 1374

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
سایت رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در زاگرب به زبان کرواتی

صفحه ی فیس بوک  رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در زاگرب

سایت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

سایت خبری آزاد نگار

سایت پایگاه اطلاع رسانی ایران و بالکان (ایربا )

سایت بنیاد اندیشه اسلامی

سایت مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف  اسلامی و علوم انسانی

سایت ایرانیان خارج از کشور

سایت دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

سایت پایگاه اطلاع رسانی دولت

سایت خبرگزاری ج.ا.ا  (ایرنا )

سایت خبرگزاری قرآنی (ایکنا )

آموزش آن لاین زبان فارسی

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

سازمان اسناد و کتابخانه ملی ج.ا.ایران

دانشگاه تهران

رادیو ایران به زبان بوسنیایی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 1763
بازدید امروز : 36
بازدید این صفحه : 368543
بازدیدکنندگان آنلاين : 7
زمان بازدید : 1.8750

صفحه اصلی|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|پيوندها